
یاداشت87 دیشب خیلی فکر کردم ساعت ها بیدار بودم و ذهنم پر از اینده و گذشته .... ساعت 2:30 بود که خوابیدم صبح برای نماز صبح به زور بیدار شدم ..بعد هم که کلاس تاریخ داشتم همش تو فکر بودم امروز ... بی حوصله کلاس تایخ و گذروندم همش در مورد هارون الرشید توضیح داد سرم رفت بابا اه سوار اتوبوس شدم ..داشتم اهنگ های قمیشی رو گوش میدادم که یهو دیدم ی دختر کوچولو با مامانش اومدن داخل و نشستن چن تا صندلی ا...
ادامه مطلب
با تو بودن خوب است تو ظریفی مثل یک دختر عاشق که دل انگیز ترین گل ها را روی رو بالشی عاشق خود میدوزد... #منوچهر آتشی ...
ادامه مطلب