
یاداشت87 دیشب خیلی فکر کردم ساعت ها بیدار بودم و ذهنم پر از اینده و گذشته .... ساعت 2:30 بود که خوابیدم صبح برای نماز صبح به زور بیدار شدم ..بعد هم که کلاس تاریخ داشتم همش تو فکر بودم امروز ... بی حوصله کلاس تایخ و گذروندم همش در مورد هارون الرشید توضیح داد سرم رفت بابا اه سوار اتوبوس شدم ..داشتم اهنگ های قمیشی رو گوش میدادم که یهو دیدم ی دختر کوچولو با مامانش اومدن داخل و نشستن چن تا صندلی ا...
ادامه مطلب
سر آشپز: حواست به کار نیست تو عاشقی...یه عاشق غمگین سابرینا: از کجا معلومه؟ سر آشپز: یه خانوم عاشق شاد غذا رو می سوزونه! یه عاشق غمگین یادش میره اجاق و روشن کنه..... ...
ادامه مطلب
با تو بودن خوب است تو ظریفی مثل یک دختر عاشق که دل انگیز ترین گل ها را روی رو بالشی عاشق خود میدوزد... #منوچهر آتشی ...
ادامه مطلب
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست می نشینی رو به رویم خستگی در میکنی چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟ باز میخندم که خیلی گرچه می دانی که نیست شعر میخوانم برایت واژه ها گل میکنند یاس و لادن می گذارم توی گلدانی که نیست چشم میدوزم به چشمت می شود آیا کمی دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن میشود با بغض میگویم نرو پشت پایت اشک میریزم توی ایوانی که نیست رفته ای و بعد تو این کار هروز من است باور اینکه نباشی کار آسانی که نیس...
ادامه مطلب
من اعتراف میکردم و بازپرس عاشقت میشد . . . . . . .و هرکه خدا در او بِدمَد ...عاشق میشود #عرفان نظر احاری #اونقد این خونه ها رو دوس دارم زندگی جریان داره تو این خونه ها...
ادامه مطلب