
چقدر درک شدن دلنشین است... اینکه گاهی دوستی، همدمی، همراهی باشد که تو را بفهمد و بداند که تو همیشه همان عشقِ آرام و صبوری که گاهی بی حوصله می شود، داد و فریاد راه می اندازد و همه را بهم میریزد! اینکه کسی باشد که بفهمد بی حوصلگی هایت از دلتنگی ست، از سَرِ خستگی و به جایِ ناراحت شدن و اخم کردن، حرف هایت را به دل نگیرد و با محبت آرامَت کند، خوب است کسی باشد که تو را بپذیرد و کنارت باشد، با همه یِ بدی ها و بی حوصلگی هایت، با تمامِ اعصاب خوردی ها و غُر زدن هایت... و یادش نرود که تو همان خوبِ همیشگی هستی که فقط کمی خسته شده......
ادامه مطلب
نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودم که به حرمت سکوتم تو به دیدنم بیایی نه سراغ من گرفتی نه سخن به نامه گفتی به همان بهانه ای که نشنیده ای ندایی #موزیک خواستنی از امیر حسین آرمان...
ادامه مطلب
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست می نشینی رو به رویم خستگی در میکنی چای میریزم برایت توی فنجانی که نیست باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟ باز میخندم که خیلی گرچه می دانی که نیست شعر میخوانم برایت واژه ها گل میکنند یاس و لادن می گذارم توی گلدانی که نیست چشم میدوزم به چشمت می شود آیا کمی دستهایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن میشود با بغض میگویم نرو پشت پایت اشک میریزم توی ایوانی که نیست رفته ای و بعد تو این کار هروز من است باور اینکه نباشی کار آسانی که نیس...
ادامه مطلب
اگر دوستش دارید به زبان بیاورید پانتومیم که بازی نمی کنید... از ترس باختن با اشاره میخواهید بفهمانید واقعا دوستش دارید و به زبان نمی آورید یکی از راه میرسد که بی هیچ عشقی تکیه کلامش "دوستت دارم" است می آید میگوید میبرد دلش را و شما می مانید و "دوستت دارم " هایی که در عطر پیراهنش جا مانده است... #سحر رستگار عکاس مهیار متبسم...
ادامه مطلب