
...
ادامه مطلب
گاهی گم میشوی در هیاهوی این شهر خسته میشوم از پیدا کردن بعد جدیدی از مردم پیچیده از افاده ای بلد بودن های تو خالی من منطق بلد نیستم فلسفه نمیدانم ادعای روشن فکری ندارم شاید همه ی کتاب های هدایت و کافکا را نخوانده باشم و خط به خط جمله های شریعتی را از بر نکرده باشم اما بلدم عشق بورزم زندگی کنم منطق من قلب من است من معماری بلد نیستم!!! اما بلدم با تئوری قلبم خط به خط پلان های زندگی ام را بکشم... ...
ادامه مطلب
انار فصل ندارد هروقت تو بخندی میشکفد...
ادامه مطلب
زندگی کاش که بر وفق مرادت باشد آنکه از یاد تو را برد به یادت باشد غم نبینی گل من اشک نبیند چشمت از تو در یاد همه چهره ی شادت باشد آنقدر بخت به روی تو بخندد که فقط حس هر کس که تو را دید حسادت باشد این همه غم که تو بر دوش کشیدی ای کاش جاش برشانه تو مرغ سعادت باشد #وجیهه جامه بزرگی #عکاس مهیار متبسم...
ادامه مطلب
از یه جایی به بعد دوره ی این جور عشقا میگذره! فلان ریمل و فلان خط چشم و کدوم لباسم با کدوم شالم سته و وقتی نشستم رو به روش دستمو چه جور بزارم زیر چونم و با کدوم زاویه بخندم که بیشتر دلش بلرزه ! قشنگ بودن خوبه ها، ولی ته تهش اونی می مونه که داغون و خسته و لهتم دیده عرق ریزون تابستون با آرایش ریخته و موهای فر خورده و صورت خیس و کلافه باهاش دوئیدی ، باهاش خندیدی ، باهاش غر زدی به هرچی گرما و آفتاب کوفتیه برف ریزون زمستون با صورت سرخ و سفید پیچیده شده لای شالگردن که ازش فقط دوتا چشم مونده دلت گرم شده ک...
ادامه مطلب
تنهایی ام شریف تر از عشق او به توست من با خدا معامله کردم تو با دلت ....! #سید سعید صاحب علم...
ادامه مطلب
و گاه چه قدر محتاجم به همین چند لحظه فراموشی به اندکی سکوت و ذره ای آرامش در این قهقرای غم انگیز زندگی! چه قدر محتاجم به یک نفس عمیق و فرو دادن عطر خوش رویا به ریه های سیاه نا امیدی ام محتاجم به شنیدن شریان شادی در مویرگ های افسرده روزمرگی ام من به تلالوی یک معجزه محتاجم..... #هنگامه رحیمی #موزیک اولین باره محمد علیزاده...
ادامه مطلب
میشه به من نگین خواهر؟؟ + سعی میکنم خواهر #دلشکسته...
ادامه مطلب